خابران/ رامشیر با مردمانی مهربان ومهمانواز در مجاورت تپه هایی که حکایت از پیشینه ای به دارازای تاریخ، از هزاره های قبل از میلاد، از روزگار عیلام بزرگ تاکنون در این سرزمین سکونت می کنند.
در نگاه به جامعه شناسی رامشیر با دو مقوله روبرو می شویم، که تقریبا در تضاد باهم
الف: در نگاه اول شهری تاریخی و باستانی، که روزگاری به پهنای تاریخ دارد، شهری که زمانی سلوکیه دوم نام داشت، به برکت رودخانه جراحی، وچقدر نامی دوست داشتنی، هدیفون، طاب تا خلف آباد، نام دانشمند وسیدی جلیل القدر به نام مولاخلف مشعشعی را به خود می نازد و برازنده چنین پیشینه ای هست.
ب؛ در نگاه دوم متاسفانه از دیدجامعه شناسی رامشیر، گویا بهره ای از داشته هایش نبرده، تاریخش، منابع طبیعی (نفت وگاز) و به شهری یا بهتر است بگوییم بخشی با بافت سنتی، باسیل عظیمی از مشکلات شهری و فقدان امکانات رفاهی، از کمبودها در همه زمینه ها می نالد. بیکاری، نبود امکانات و مجهز نبودن بیمارستان به ابتدایی ترین نیازهای مردم، عدم جذب سرمایه گذار برای احداث شرکت هایی که بتواند عده ای را به کار بگیرد، در یک کلام تقریبا به یک خوابگاه می ماند این شهرستان عزیزمان.
و چقدر مردم این سرزمین از همه اقوام و اقشار متفاوت، گویا از جانب خود نماینده ای، فرستادند، شهدای جنگ تحمیلی، شهدای مدافع حرم، امنیت، و به راستی مدیون خون شهیدان هستیم، ساختار ضعیف مدیریتی در شهرستان رامشیر، باید این تناقص را بردارد، ویک تعادلی بین پیشینه و حال شهرستان ایجاد کند.


















بسیار عالی